و الا مقام و صوفىهاى اهل كشف همين معنا را تقرير كردهاند و عقل نيز پذيراى آن است ، پس در اين مورد به گفته كسانى كه خود را به فلسفه بسته مىگويند : ترقّى و تنزّل پس از مرگ نيست ، اعتنا و توجّهى نبايد كرد .
زيرا گفتهى اينان نيز يا مبنى بر انكار عالم برزخ و مثال و يا مبنى بر انقطاع مادّه و استعداد است و يا اين كه ترقّى و تنزّل جز در مادّه و استعداد تحقّق نمىپذيرد و پس از مرگ مادّهاى نيست .
امّا عالم برزخ و مثال پس آيات و اخبار آن را ثابت كرده و اهل كشف آن را تحقيق نموده و محقّق ديده ، و اشراقيّون از حكماى ابرار بر آن استدلال و احتجاج نمودهاند البتّه محل تحقيق آن در حكمت عاليه است .
و امّا انقطاع استعداد پس از مرگ مسلّم و قطعى است ولى اين مسئله با اين مطلب منافات ندارد كه چيزهايى كه در دنيا به علّت استعداد كسب شده بعد از مرگ در يك صورت متناسب و پشت سر هم ظهور پيدا كند .
زيرا كه نفس آنچنان وسعت و گستردگى ندارد كه همه صورتها يك مرتبه در آن جمع و ظاهر شود بلكه همه صورتها منتهى به يك صورت نهايى مىشود و نفس بر حسب آخرين عملش از جهت سعادت و شقاوت راه خروجى از آن صورت ندارد ( زيرا ديگر اختيارى در ساختار وجودى خود ندارد تا عمل خير يا شرّى
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 391
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٣٩١