بر پا مىشود ، و نفس به مقام خودش مانند بهشتهاى عدن يا بهشتهاى صورى با تمام مراتبش و جهنّم با تمام مراتبش داخل مىشود ، و قبل از قيامت كبرى نفس در بهشتهاى دنيا يا در آتش دنيا قرار دارد چنانچه در اخبار ما به آن اشاره شده است . « 1 » بهشت دنيا و آتش دنيا در برزخها قبل از رسيدن به قرارگاه اصلى وجود دارد ، و در اين آيه جنّت و آتش به ولايت آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله و حكومت دشمنان آنها تفسير شده است . « 2 »
فَلا تَكُ فِي مِرْيَةٍ
خطاب عامّ است يا مخصوص محمّد صلّى اللّه عليه و آله و لكن از قبيل تو را مىگويم تا همسايه بشنود است ، و فاء براى جزاء است ، يعنى اگر با داستانهايى كه گفتيم و با مشاهده آثار گذشتگان حال خدايان امّتهاى پيشين را دانستى و فهميدى كه آنها
هامش
( 1 ) مأخذ خبر تفسير نور الثقلين .
( 2 ) شايد مولانا به همين معنا توجّه نموده است كه مىفرمايد :يا تبر بردار و مردانه بزن * تو علىوار اين در خيبر بكنورنه چون بو بكر و فاروق مهين * هين طريق دگران را برگزين .يا به گلبن وصل كن اين خار را * وصل كن با نار نور يار راتا كه نور او كشد نار تو را * وصل او گلشن كند خار تو راتو مثال دوزخى او مؤمن است * كشتن آتش به مؤمن ممكن استپس هلاك نار نور مؤمن است * زان كه بىضد دفع ضد ناممكن استحس و فكر تو همه از آتش است * حسّ شيخ و فكر او نور خوش استپس بدون نور ولايت وجود در نار جهنّم است و با ايمان و پذيرش نور ولايت كه خود جنّت و بهشت است دوزخ وجود به بهشت وجود تبديل مىشود .