تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُوا
كلمه ( شقوا ) به صورت معلوم و مجهول هر دو خوانده شده و آن از ( شقاه ) به معناى ( أشقاه ) است يعنى آنان كه تيره‌بخت يا بدبخت شدند .
فَفِي النَّارِ
خبر موصول است يعنى آنان در آتشند
لَهُمْ فِيها زَفِيرٌ وَ شَهِيقٌ
جمله حاليّه يا مستأنفه است كه جواب سؤال از حال آن‌ها است ، و در صورتى كه جمله حال باشد يا حال از فاعل ( شقوا ) است . يا حال از ضمير مستتر در ظرف يا از ( النّار ) يا اين كه لفظ ( لهم ) حال از چيزى است كه قبلا گذشته ، و لفظ ( زفير و شهيق ) فاعل ظرف است ، زيرا آن بر ذى الحال اعتماد دارد ، و آيه داراى وجوه ديگرى از اعراب نيز هست . و زفير خارج كردن نفس با شدّت است ، و شهيق داخل كردن نفس با شدّت است . يا اين كه صداى آن‌ها به صداى عرعر خر تشبيه شده چون زفير و شهيق دو حالت صداى خر است ( زيرا گاهى خر صدايش را بلند مىكند و گاهى نفسى مىكشد و صدايش را كوتاه مىكند ) .
خالِدِينَ فِيها
اين جمله نيز حال از يكى از چيزهاى گذشته است به طريق تداخل يا ترادف يعنى در حالى كه در آتش ماندگارند ، يا در حالى كه دايما عربده‌جويى مىكنند .
ما دامَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ
اين ظرف زمان يا ظرف و