شَقِيٌّ وَ سَعِيدٌ
« 1 » قسمى از آن مردم شقى و بدبختاند ، و قسمى از آن مردم سعيد و خوشبختاند ، و آن از قبيل عطف اوصاف متعدّد بر ذاتهاى متعدّد است نه از قبيل عطف اوصاف متعدّد بر يك ذات .
و اسقاط لفظ ( منهم ) براى اشاره به اين است كه تقسيم در برگيرنده همهى افراد است و كامل نيست ، يا براى اين كه ضمير به همه برانگيختهشدگان روز قيامت اعم از حيوان و انسان برمىگردد كه در اين صورت اكثر آنها محكوم به شقاوت و سعادت نيستند ، و آوردن ضمير ذوى العقول نيز از باب غلبه است ، و يا از آن جهت است كه اكثر مردم از ساقطشدهها هستند و به حساب نمىآيند و مورد توجّه و اعتنا نيستند تا اين كه داخل در تقسيم شوند .
يا اين كه آخر كار ، حكم بيشتر مردم از حساب خوشبخت و بدبختها جدا مىشوند ، و مقدّم انداختن كلمه ( شقى ) يا براى اين است كه مقام مقام وعيد است ، يا اين كه اشقياء ( تيرهبختان ) نسبت به سعداء ( خوشبختان ) بيشتر هستند ، يا اين كه خواسته است تا ختم آيه با ذكر خوشبختان و رحمت توأم باشد .
هامش
( 1 ) اين آيه خبر مىدهد از روز مشهود كه قيامت است و مىفرمايد : آن روز كه مىرسد كسى سخن نمىگويد جز با اجازهى خداوند و در آن روز مردم يا تيرهبخت هستند يا آن كه سعادتمند و خوشبخت خواهند بود ، تيرهبختان را در آتش دوزخ افكنند در حالى كه ناله و آه حسرت از دل بيرون كنند و در آن آتش جاويد هستند تا وقتى كه آسمان و زمين باقى مىباشند مگر آن كه ارادهى حقّ بر نجاتشان تعلّق بگيرد . ( تفسير جامع )