إِنَّكَ لَأَنْتَ الْحَلِيمُ الرَّشِيدُ
تو مرد بردبار و رشيدى هستى ، و اين جمله از قبيل استعمال ضدّ در ضدّ است كه از باب استهزا و تمسخر گفتهاند .
مقصودشان اين است كه تو مرد سبك و سفيه هستى ، يا مقصود تحريك و تهييج شعيب است كه از دعواى خويش برگردد و با قوم موافقت كند ، يعنى تو مرد بردبارى بودى و انتظار نداشتيم كارهاى بچّگانه از تو صادر شود ، و رشيد بودى و نبايد افعال سفيهان و ديوانگان از تو صادر مىشد .
قالَ يا قَوْمِ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي
شعيب گفت : اى قوم من رأى شما در برابر بيّنه و دليل قاطع من چيست ؟
درباره ( بيّنة ) پيش از اين شرح داده شد .
وَ رَزَقَنِي مِنْهُ رِزْقاً حَسَناً
در حالى كه خدايم روزى نيكو به من مىرساند كه اشاره به سفرههاى ولايت است كه آن رزق حسن است ، و جزاى شرط محذوف است ، يعنى با وجود اين مىخواهيد من از ادّعا و دعوت خودم دست بكشم ؟ ! و از غير مولاى خودم بترسم ؟ !
وَ ما أُرِيدُ أَنْ أُخالِفَكُمْ إِلى ما أَنْهاكُمْ عَنْهُ
مورد نظر و توجّه من دنياى شما نيست تا مرا تكذيب كنيد ، اين جمله بهمنزله جمله قبلى است كه مىفرمود : من براى تبليغ خودم اجرت و مالى از شما طلب نمىكنم .