إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ
اگر شما مؤمنين هستيد ، تقييد به ايمان براى اين است كه بقيّة اللّه براى غير مؤمن نقمت و عذاب است ، يا اين كه اين جمله شرطى براى تهييج و تحريك است .
چون قوم شعيب مدّعى ايمان به خدا بودند ، و مىگفتند بتهايشان آنها را نزد خدا شفاعت خواهد كرد .
وَ ما أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفِيظٍ
در اينجا لفظ حفيظ را متضمّن معناى وكالت و مراقبت و نگهدارى نموده و سپس آن را با لفظ ( على ) متعدّى كرده ، يعنى من وكيل حفظ شما از شيطان و از شرّ نفسهايتان نيستم .
قالُوا
در جواب شعيب كه دعوت به توحيد و ترك فساد در اعمال مىكرد با مسخره و استهزا گفتند .
يا شُعَيْبُ أَ صَلاتُكَ تَأْمُرُكَ أَنْ نَتْرُكَ ما يَعْبُدُ آباؤُنا
شعيب را استهزا كردند بدينگونه كه نمازش را كوچك شمردند ، چون نماز شعيب در نظر آنها كار عجيب و غريب و شبيه به افعال ديوانگان بود ، چون آنها مثل آن را از امثال خودشان نديده بودند ، و نيز عبادت بتهايشان را بزرگ مىشمردند .
زيرا كه پرستش بتها كار پدرانشان بود از همين رو آن را درست دانسته و به آن مىپرداختند و بدان عادت كرده بودند .
أَوْ أَنْ نَفْعَلَ فِي أَمْوالِنا ما نَشؤُا
در اموالمان آنطور كه دلمان مىخواهد تصرّف كنيم و كمفروشى ننماييم .