آنچه كه ذكر شد دفع مىگردد .
حال كه اين مطلب مقرّر گشت و معلوم شد بدان كه : كلمهى ( ناصيتها ) كه در آيه آمده است ، منظور ناصيه و پيشانى هر چيزى آن است كه اوّل پيدايش و ظهور به سبب آن صورت مىگيرد و توجّه به آنچه كه بايد كرد به سبب آن تحقّق مىپذيرد ، و آن ناصيه در جميع ممكنات جهت وجود آنها است كه به وسيلهى آن وجود ظهور و تحقّق ممكنات انجام مىگيرد .
و بهوسيله همان وجود ممكنات به اصلشان كه همان حقيقت وجود است توجّه پيدا مىكنند ، و وجودات امكانى سايههاى وجود مطلق است كه آن سايهى حقّ تعالى است ، و سايههاى وجودى همه محاط و زير فرمان و تسخير وجود مطلقاند ، و حقّ اوّل تعالى محيط به فعل خويش ، و مسلّط بر آن است ، و وجود مطلق عبارت از صراط مستقيم و راه راست است .
پس قول خداى تعالى :
( ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ )
اشاره به همهى ممكنات است كه شريفترين آنها كه جنبنده باشد ذكر شده است و ( إلّا هو ) اشاره به مقام وجوب و ( آخذ ) اشاره به وجود مطلق است ، و ( بناصيتها ) اشاره به وجودات امكانى است .
و روى همين جهت خداوند آن را چنين تعليل كرد :
إِنَّ رَبِّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ
كه او محيط به وجود مطلق و آن محيط به وجودات امكانى است ، و به اعتبار كثرت عوالم