تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
و سپس اظهار را به او نسبت داده و اشيا را ثابت نموده ، پس اشاره به كثرت‌ها و تنزّه خداى تعالى از همه و علوّ او بر همه نموده ، و سپس گفته كه خداى تعالى به اعتبار حقيقت وجود عين كلّ است و همه متحقّق به سبب اوست . ولى نه به اعتبار مرتبه‌ى وجوب كه در اين صورت تناقض در كلامش لازم آيد ، و شأن گوينده‌ى اين كلام برتر از آن است كه در كلام متناقض حرف بزند . به همين معنا در كلام الهى اشاره شده آنجا كه فرمود :
هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ
به اعتبار حقيقت وجود نه به اعتبار مقام وجوب ، و آنچه كه از مثال اين جملات در كلمات بزرگان صوفيّه وارد شده ناظر به همين حقيقت است نه به مقام وجوب ، تا اشكالهايى كه كرده‌اند به آن‌ها وارد آيد . مانند اين گفته‌ى آن‌ها :
غيرتش غير در جهان نگذاشت * زان سبب عين جمله اشيا شد
كه يكى هست و هيچ نيست جز او * وحده لا إله الّا هو
جنبشى كرد بهر قلزم عشق * صد هزاران حباب پيدا شد
ليس فى الدّار غيره ديّار
هر لحظه به شكلى بت عيّار درآمد * دل برد و نهان شد