تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
زيرا كه مخلوق بودن در حقيقت به ماهيّت‌هايى برمىگردد كه عطر و رايحه‌ى وجود را هرگز استشمام نكرده‌اند و وجود مخلوق همان خالقيّت خداى تعالى و فعل خداى تعالى است كه همان اضافه‌ى او به اشيا است و مستقلّا و به تنهايى داراى حكمى نيست ، بلكه آن به اعتبار ماهيّت‌ها محكوم به مخلوق بودن است و به اعتبار فاعل بودنش محكوم به وجوب است . پس وجود مخلوق در امور خارجى مانند معناى حرفى در امور ذهنى است و آن مخلوق خود او نيست و غير او هم نيست ، بلكه از جهتى او نيست و از جهتى اوست . پس كسى كه نظر به وجود ممكنات از جهت تحدّد و تعيين آن بر ماهيّات داشته باشد او در حقيقت به مصنوع و مخلوق نظر افكنده و او مردود و ملعون از جانب خدا است . و هر كس كه نظر به وجود ممكنات از آن جهت توجّه بكند كه آن ممكن فعل ربّ و صنع و آفريده‌ى اوست او مشمول رحمت خدا و عزيز و مكرّم است . اين گفته كه :
عاشق صنع خدا با فرّ بود * عاشق مصنوع او كافر بود
نظر به همين دارد كه ما ذكر كرديم . و اشكال به اين كه راضى شدن به قضا واجب است و راضى بودن به كفر ، كفر است با اين كه كفر از قضاى مشهود و معلوم است با
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 332 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى