تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨

بيانى در وحدت وجود

بدانكه اصل در تحقّق وجود « 1 » چنانچه در اوّل سوره بقره گذشت و حكماى مشّايين و اشراقيّين عظام نيز بر همين عقيده هستند و جميع اهل ذوق از عرفا و صوفيان صافى ضمير رضوان اللّه عليهم اين مطلب را تقرير نموده‌اند : ( و اين كه ) وجود يك حقيقت گسترده‌اى است كه داراى مراتب متعدّد مىباشد ، و بر حسب تنزّلات آن ( حقيقت و كثرت مراتب آن ) ، حدود بسيارى عارض آن حقيقت مىشود ، و به اعتبار آن حدود ماهيّات متعدّد متباين و متشارك از آن انتزاع مىشود ، ( ولى ) با زيادى حدود و ماهيّت‌ها وحدت آن حقيقت شكسته نمىشود .
هامش
( 1 ) وجود : هستى ، وجود در اصطلاحات صوفيّه وجد بدون استشعار به وجد است . ( خواجه عبد اللّه انصارى : رسايل / 122 و نيز عراقى گويد :با پرتو جمالت برهان چه كار دارد * با عشق زلف و خالت ايمان چه كار داردبا عشق دلگشايت عاشق چه كار دارد * با وصل جان‌فزايت هجران چه كار داردو وجود از ميان رفتن اوصاف خرد به واسطه‌ى پنهان شدن اوصاف بشريّت است ؛ زيرا كه چون سلطان حقّ و حقيقت ظهور كند بشريّت باقى نماند ؛ وجود را تشبيه بر دريايى موّاج كرده‌اند كه هر موجى از آن به صورت موجود و نفس انسانى ظهور مىكند . ( لاهيجى ( ره ) : شرح گلشن راز ص 451 ) و بالجمله وجود وجدان ذات حقّ است . ( مترجمين )
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 328 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى