كافران و دنياداران مانند حال اطفال است خير را جز در اغراض دنيوى كه آن را خير حس مىكنند نمىبينند ، و لذا مناسب حال آنها اين بود كه به آنها چيزى وعده بدهد كه آن را خير گمان مىكنند از اين رو زيادى قوّت را برشمرده است .
بعضى گفتهاند : سه سال باران نيامده بود و زنانشان عقيم شده بودند و آنها طالب باران و اولاد بودند ، و مقصود از زيادى نيرو و زيادى عدد است .
قالُوا يا هُودُ ما جِئْتَنا بِبَيِّنَةٍ
آنها به هود گفتند : تو بيّنه و دليلى نياوردى كه دلالت بر صدق و راستى تو بكند ، و اين جمله را از باب عناد گفتند .
وَ ما نَحْنُ بِتارِكِي آلِهَتِنا عَنْ قَوْلِكَ وَ ما نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ إِنْ نَقُولُ إِلَّا اعْتَراكَ بَعْضُ آلِهَتِنا بِسُوءٍ
در حقّ تو چيزى نمىگوييم و چيزى احتمال نمىدهيم جز همين گفتار ، تنها چيزى كه دربارهى تو مىگوييم اين است كه برخى از خدايان ما تو را آسيب رسانيده ( و عقل تو را به جرم بدگويى از بتان مغشوش گردانيده است . ) و تو مجنون و ديوانه شدهاى .
يا مقصود اين است كه با تو حرفى نمىزنيم مگر اين كه همين سخن را بگوييم ، يعنى ما را با تو سخنى نيست چون بهوسيله بعضى از خدايان ما ديوانه شدهاى .
بدان كه شياطين گاهى در جلد هيكلهاى بتها بعضى از