در عالم عدّه قليلى بيش نبودند
و دستور داد كه شما مؤمنان در كشتى درآييد تا به نام خدا كشتى هم روان شود و هم به ساحل نجات برسد كه خداى من البتّه صاحب رحمت و مغفرت است ،
و آن كشتى در دريا با امواجى مانند كوه در گردش بود كه در آن حال نوح عليه السّلام از راه شفقت فرزندش را ندا كرد كه اى پسر تو هم بدين كشتى درآى ( كه نجات يا بى ) و با كافران همراه مباش كه هلاك خواهى شد
آن پسر نادان و نااهل پدر را پاسخ داد كه من به زودى به فراز كوه مىروم كه از خطر هلاك نگه دارد نوح عليه السّلام گفت : اى پسر امروز هيچ كس را از قهر خدا جز به لطف او نجات نيست اين بگفت و موج ميان آنها جدايى افكند و پسر با كافران چون از جنس آنها بود به دريا غرق شدند .
تفسير
فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ يَأْتِيهِ عَذابٌ يُخْزِيهِ
لفظ ( من ) استفهاميّه و مفعول تعلمون است و فعل و از عمل معلّق شده ، يعنى عمل نمىكند و ( يخزيه ) صفت ( عذاب ) است .
وَ يَحِلُّ عَلَيْهِ عَذابٌ مُقِيمٌ
اين جمله عطف بر ( يأتيه ) يا موصوله است و مفعول ( تعلمون ) به معناى ( تعرفون ) است ، و بقيّه اجزاء جمله همانطور است كه ذكر گرديد ، يا اين كه لفظ ( من ) موصوله و مفعول اوّل ( تعلمون ) است ، و ( يخزيه ) مفعول دوّم و ( يحلّ ) عطف بر ( يخزيه ) است .
يا اين كه لفظ ( من ) موصوله و مبتدا است ، و ( يخزيه ) خبر آن و