( يحلّ ) عطف بر آن است و جمله مستأنفه است و ( تعلون ) رها شده از مفعول است .
حَتَّى إِذا جاءَ أَمْرُنا
اين جمله غايب اين عبارت ( قال ان تسخروا . . . ) است يا غايت ( و يصنع الفلك ) مىباشد .
وَ فارَ التَّنُّورُ
« 1 » در تنور و جاى آن و جوشيدن آب از آنجا و جاى آن اقوال متعدّدى است كه حمل بر ظاهر آيه روشنتر و ظاهرتر است .
جاى تنور در مسجد كوفه امروز معروف است ، و تفصيل جوشيدن آب و داستان نوح عليه السّلام ، و اختلاف در تنور و جاى آن و جوشيدن آب از آنجا در كتابهاى مفصّل ذكر شده است ، و آنچه كه در تفسير صافى و مجمع به طور اجمال آمده براى بينايى و آگاهى كفايت مىكند .
قُلْنَا احْمِلْ فِيها مِنْ كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ وَ أَهْلَكَ إِلَّا مَنْ سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَوْلُ
به نوح عليه السّلام گفتيم كه از هر جفت دو فرد سوار كشتى كن و جميع زن و فرزندانت را هم با خود بردار جز كسى كه سخن از هلاك او در علم ازلى الهى گذشته است .
و او چنانچه گفته شده زن خاين او مادر كنعان است .
هامش
( 1 ) از علىّ بن أبي طالب عليه السّلام روايت شده است كه فرمود : فار التّنور اى طلع الفجر صبح بر آمد و گفت تنور عبارت است از صبح . ( تفسير ابو الفتوح رازى )