أَ رَأَيْتُمْ
نسبت به آن جمله معلّق از عمل است و عمل نكرده است .
و حقّ اين است كه تعليق از عمل همانطور كه با ادات استفهام صورت گيرد همچنين با ادات شرط نيز تعليق واقع مىشود : و در اين صورت جمله
أَ نُلْزِمُكُمُوها
مستأنف بوده و از ما قبلش منقطع است ، يا اين كه فاء عاطفه است ، و
فَعُمِّيَتْ
معطوف بر شرط است ، و جز به قرينه
أَ رَأَيْتُمْ
يا به قرينه ( نلزمكموها ) محذوف است ، و
أَ نُلْزِمُكُمُوها
مفعول
أَ رَأَيْتُمْ
در حالى كه به وسيلهى ادات استفهام معلّق از عمل است .
بارها اين مطلب گذشت كه بيّنه عبارت از نبوّت است چنانچه ( زبر ) همان ولايت است ، و اطلاق آن بر رسالت و احكام آن ، و بر معجزه كه صدق دعوى را روشن مىكند ، و بر كتاب آسمانى بدان جهت است كه همه اينها صورت نبوّت و ظهور آن است و رحمت عبارت از ولايت است ، و نبوّت و توابع آن صورت رحمت است .
و روى همين جهت ضمير در
فَعُمِّيَتْ
و ا نلزمكموها را مفرد آورد ، و مفرد آمدن ضمير وجوه ديگرى نيز دارد كه فايده قابل توجّهى در ذكر آنها نيست .
وَ يا قَوْمِ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مالًا
پس از آن كه دعوى را اظهار نمود ، و ادّعا كرد كه مدّعى بر آنها پوشيده مانده متعرّض جواب آنها شد ، زيرا آن قوم كه فرستاده خدا را تكذيب مىكردند چون گفتند پيامبر طالب دنيا و رياست است ، و پيروان او را تحقير