مىكردند تا آنها را از پيامبر برانند ، بلكه به طرد و راندن آنها تصريح كردند ، چنانچه نقل شده است ، و لذا در جواب آنها فرمود :
اگر من طالب دنيا بودم گاهى درخواست دنيوى از من ظاهر مىشد در حالى كه من براى اين دعوت و ادّعاى خودم مال دنيا از شما طلب نمىكنم .
إِنْ أَجرِيَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ
اجر و مزد من جز بر خدا به عهده كسى نيست ، و اگر خوار شمردن مؤمنين در چشم شماها سبب توهين من و مانع از پيروى كردن شما از من باشد پس بدانيد كه كار آنها با من نيست .
وَ ما أَنَا بِطارِدِ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ
« 1 » و من مؤمنين را از خود دور نمىكنم ، و آنها با ملاقات خليفه و مظهر خدا به دليل ملاقات ربّ نسبىشان خليفه خدا در دنيا و آخرت پروردگار خويش را ملاقات مىكنند ، و روى جهت اسم فاعل ( ملاقوا ) آورد تا اشاره به اين باشد كه ملاقات در حال حاضر و در دنيا نيز محقّق است .
وَ لكِنِّي أَراكُمْ قَوْماً تَجْهَلُونَ
اين جمله يادآورى اين توهّم است كه از هر كلام و استدلال آنها بر تكذيب نوح عليه السّلام پيش
هامش
( 1 ) مجمع البيان : مقصود اينست كه اگر آنها را از خود برانم چون به ديدار پروردگار خود برسند سزاى ستم مرا از خدا بخواهند و يا معنا اين است كه آنها به ثواب پروردگار خود مىرسند پس چگونه ( ممكن است ) ناچيز و فرومايه باشند .