چون مقدّمات آنان يقينى نبود بلكه همه آن مقدمات ظنّى خطابهاى بود لذا در آخر بظنّ و گمان خودشان تصريح كردند ، ولى قياس آنها شبيه قياسات شعرى است كه از مقدّمات وهمى مشتبه تركيب يافته است چون آنها رسالت را بدين گونه منكر شدند كه نظرشان را در رسول بر بشريّت او منحصر كردند ، و اين كه بشر بودن منافى رسالت از جانب خالق است .
و ديگر به روحانيّت او در نظر نكردند و توجّه ننمودند كه روحانيّت او مناسبت با خالق دارد ، و اين كه رسول با وجه روحانىاش از خدا مىگيرد و با وجه بشرىاش به خلق خدا تبليغ مىكند و اين كه اگر او داراى بشريّت نباشد تبليغ به بشر براى او ممكن نيست .
همچنين برترى پيروان را نفى كردند بدينگونه كه نظر و توجّهشان را به بشريّت و جهت دنياى آنها منحصر كردند ، و به روحانيّت آنها كه مناسب با روحانيّت رسول بوده و آن نيز مناسب با ارواح مجرّد است توجّه نكردند ، و اگر آنها روحانيّت ياران رسول را درك مىكردند و مىفهميدند كه خودشان روحانيّتى ندارند حتما مىفهميدند كه پيروان نبىّ صلّى اللّه عليه و آله جدّا از آنها برتر و بالاتر هستند .
آيات 32 - 28
[ سوره هود ( 11 ) : آيات 28 تا 32 ]
قالَ يا قَوْمِ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَ