و جمله ( و لا اعلم الغيب ) عطف بر جمله ( عندى خزائن اللّه ) مىباشد و لفظ ( لا ) زايده است براى تأكيد نفى ، و عدول از جمله اسميّه به فعليّه براى اين است كه علم وصف عالم است به خلاف ( خزاين ) يا اين كه اين جمله معطوف بر جمله ( لا اقول ) و لا نافيه است ، و داخل نكردن اين جمله در ضمن گفتار نوح عليه السّلام براى اشعار به اين است كه علم غيب مخصوص به خدا است ، و غير خدا به آن موصوف نمىشود به خلاف ( خزاين ) كه خداوند بعضى از خواصّ خود را موكّل آن قرار مىدهد ، و ليكن آن موكّل نه اين مطلب را مىگويد ، و نه آن را ادّعا مىكند .
وَ لا أَقُولُ إِنِّي مَلَكٌ
من نمىگويم كه فرشته و ملايكه هستم تا بهوسيله آنچه كه از بشريّت من مىبينيد مرا تكذيب كنيد .
وَ لا أَقُولُ لِلَّذِينَ تَزْدَرِي أَعْيُنُكُمْ
كسانى كه چشمهاى شما آنها را خوار مىبينيد ، فعل ( تزدرى ) از باب افتعال است كه دلالت بر مبالغه دارد ، ( ازدراه ) خوار شمرد ، خوار شمردن را به چشمهاى نسبت داده تا اشعار به اين باشد كه خوار شمردن مؤمنين به خاطر ديد آنها نسبت به ظاهر حال آنها است كه محتاج و فقيرند و لباس كهنهاى دارند ، بدون اين كه بصيرت و آگاهى به حال واقعى آنها داشته باشند .
لَنْ يُؤْتِيَهُمُ اللَّهُ خَيْراً اللَّهُ أَعْلَمُ بِما فِي
أَنْفُسِهِمْ
اين جمله تعليل است .