تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
پس گفت : من چيزى را مىبينم كه شما نمىبينيد ، حارث گفت : به خدا سوگند جز جاسوسان يثرب را نمىبينى ، شيطان به سينه حارث زد و او را به سخن آورد و مردم فرار كرده و شكست خوردند ، پس وقتى به مكّه آمدند مردم گفتند : سراقه ما را شكست داد . سراقه گفت : به خدا سوگند من اصلا مسير شما را نمىدانستم تا اينكه خبر شكست شما به من رسيد ، به او گفتند : تو در فلان روز پيش ما آمدى ، او قسم ياد كرد كه من نيامدم و از اين داستان خبر ندارم ، پس آنگاه كه اسلام آوردند دانستند كه آن شخص شيطان بوده است . ( يعنى شيطان در تعيّن آدمى ! )
إِذْ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ غَرَّ هؤُلاءِ دِينُهُمْ
منافقان و كسانى كه در دلهايشان مرض است يعنى كسانى كه ظاهرا اسلام آوردند گفتند : اينان را دينشان بفريفته است « دينهم » متعلّق به يكى از افعال سابق ، يا بدل از « اذ زيّن لهم الشّيطان » است .
وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ
كسى كه بر خدا توكّل كند چون خداوند صاحب عزّت است او نيز عزيز و پيروز مىشود و مغلوب نمىگردد .
حَكِيمٌ
خدا كارى كه به صلاح بندگانش باشد با حكمت خود انجام مىدهد از قبيل جرأت دادن به عدّهء اندك و پيروزى آنها بر عدّهء بسيار ، تا حقّ بودن دين آنها ظاهر شود .
وَ لَوْ تَرى إِذْ يَتَوَفَّى الَّذِينَ كَفَرُوا
لفظ « لو » براى تمنّى است ، زيرا لفظ « ليت » در امثال اين قضايا زياد استعمال مىشود ، و مانعى ندارد كه لفظ