نمىدارد اشتغال به كثرات مانع از قوّهء اقامهء وجه و كمال آن است . لفظ « أن » در « أن أقم » مصدريّه يا تفسيريّه است ، اگر مصدريّه باشد معيّن امر ( اقم ) بنا بر حكايت حال و خطابى است كه امر را برساند .
حَنِيفاً
حال از فاعل « أقم » يا از « الدّين » است .
وَ لا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ
از مشركين نباش به جميع انواع شرك .
وَ لا تَدْعُ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَنْفَعُكَ وَ لا يَضُرُّكَ
چيزى كه نفع و ضررى به تو ندارد آن را نخوان از قبيل بتها و ستارهها و هواها و خواستهها و هر كسى را جز امام بخواهد نصب العين قرار دهد ، چون هيچ يك از اينها قادر بر نفع و ضرر نيستند مگر به اذن خدا ، و در آنچه كه خوانده شده هيچ نفع و ضررى متصوّر نيست خواندن و عبادت او لغو است ، و اين نوع خطاب به پيامبر از باب به تو مىگويم تا همسايه بشنود مىباشد ، يا صرف خطاب از او به شخص غير معيّن است .
فَإِنْ فَعَلْتَ فَإِنَّكَ إِذاً مِنَ الظَّالِمِينَ
لفظ « فاء » براى سببيّت محض است ( يعنى ، اگر چنين كردى به همان سبب از ستمكاران خواهى شد ) .
وَ إِنْ يَمْسَسْكَ اللَّهُ بِضُرٍّ
حال است يا عطف است كه در آن معنى تعليل است .
فَلا كاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ وَ إِنْ يُرِدْكَ بِخَيْرٍ فَلا رَادَّ لِفَضْلِهِ
اختلاف دو فقره عبارت نظير هم براى دلالت بر اين است كه آن