دو در اراده متفاوت هستند ، گويا بر اثر فعل خود انسان به او ضرر مىرسد بدون ارادهء خدا اگر چه فاعل خدا باشد ، زيرا كه ضرر رساندن بالذّات و مستقل اراده نشده است ، ولى خير با ارادهء خدا است ، چنانچه خداى تعالى فرموده : آنچه كه از نيكوئى به تو برسد از جانب خداست ، و آنچه كه از بدى به تو برسد از خودت مىباشد . و لفظ « فضله » را بجاى ضمير خير ذكر كرد تا اشاره به همان گفتار ما باشد كه شرّ ذاتا مراد نيست و به علّت عمل بنده به او مىرسد ولى خير ذاتا اراده شده گويا كه فقط از فضل مىآيد بدون اينكه به سبب عمل استحقاق آن را داشته باشد .
يُصِيبُ بِهِ مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ
خداوند به هر كه بخواهد خير مىدهد ، به دليل آنكه او آمرزنده مهربان است جمله « و هو الغفور الرّحيم » عطف بر « يصيب » است و مقصود اين است كه ضرر به بيشتر مستحقّين نمىرسد با اينكه استحقاق آن را دارند ، زيرا كه او خداى بخشنده و مهربان است ، پس اين جمله در جاى معلول قرار گرفته است .
قُلْ يا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَكُمُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ
بارها اين مطلب گذشت كه حقّ همان ولايت است ، و اينكه هر حقّى به سبب حقّ بودن آن حقّ است ، و اينكه على عليه السّلام مظهر تامّ و كامل ولايت است . بنا بر اين مقصود اين است كه على عليه السّلام به اعتبار ولايتش به سوى شما آمد ، يا اينكه ولايت على عليه السّلام براى شما آمد ، يا مقصود ولايت مطلقه است ، و مظهر آن على عليه السّلام است .
قول خداى تعالى :
فَمَنِ اهْتَدى فَإِنَّما يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ
نيز