تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥
كه جز او خدايى نيست همان خدايى كه به دو بنى اسرائيل ايمان آوردند و من از تسليم‌شدگانم . كلام را طولانى كرد چون بر پذيرش آن حريص بود و مىخواست شدّت پناهندگى در حين اضطرار را برساند .
آلْآنَ
پس به فرعون گفته شد : تو الآن ايمان آوردى كه مضطرّ هستى و گويندهء اين سخن جبرئيل بود .
وَ قَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَ كُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ
در حال كه تو در حين اختيار قبلا نافرمانى اختيار كردى و از مفسدان بودى .
فَالْيَوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ
امروز بدنت را از آب نجات داده و به ساحل مىرسانيم نه اينكه روحت را از عذاب نجات دهيم يعنى بدن بدون روحت را به ساحل مىرسانيم تا مردم تو را مشاهده كرده ، و اين قضيّه را ببينند .
لِتَكُونَ لِمَنْ
خَلْفَكَ
تا عبرت كسانى باشى كه پشت سر تو هستند . مانند قبطىها ( مردم بومى مصر ) كه بعد از تو مانده‌اند يا مانند سبطىها ( بنى اسرائيل كه قوم مهاجر بودند ) كه تو در نظرشان بزرگ هستى ، و آنها دربارهء تو شكّ دارند كه نكند تو شخص با عظمت و بزرگى از آفريده‌ها هستى .
آيَةً
تا جسد بىروح تو دليل براى ادّعاى دروغ و ذلّت و خوارى تو و كمال قدرت و حكمت ما باشد ، چون آنها مىبينند كه ما تو را چنين به خوارى و ذلّت گرفتيم كه اصلا چنين گمانى دربارهء تو نمىكردند ، زيرا قبطىها و بعضى از سبطىها گمان مىكردند كه فرعون داراى آن‌چنان عظمت و شرافت است كه هيچ وقت كارى كه به كسر شأن او بيانجامد