تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
محذوف است ، و تقدير چنين است : يعنى مردم در دنيا و در روز حشر به خودشان ستم مىكنند ، يا متعلق به « اذكر » مقدّر است يا متعلّق به « يتعارفون » يا به « قد خسر » است .
كَأَنْ لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا ساعَةً مِنَ النَّهارِ
حال از مفعول « يحشرهم » يا صفت مصدر محذوف است به تقدير عايد ، يعنى حشرى كه گويا قبل از آن جز ساعتى درنگ نكردند ، يا متعلّق به « يتعارفون » است ، و مقصود اين است كه آنها ماندنشان در دنيا يا در قبر را كم شمردند . براى نشان دادن حال گذشته است به نحوى كه گويا آن زمان گذشته اصلا نگذشته و غايب نشده ، لذا آن را به « نهار » يعنى روز ، مقيّد كرد .
قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِلِقاءِ اللَّهِ وَ ما كانُوا مُهْتَدِينَ
آنهائى كه با زبان قال ( با گفتارشان ) لقاء خدا را تكذيب كردند هدايت نشدند مانند دهريّون و طبيعيّون ، هر كسى هم كه به مبدأ اقرار دارد و معاد را منكر است ، زيان كرده است ، و همچنين كسانى كه با زبان حال چنين كردند مانند بيشتر كسانى كه با زبان اقرار كرده ولى حالشان يارى نكرده است . و اين جمله جواب سؤال است ، گويا كه گفته شده ؟ چگونه بود حال مردم در آن روز ؟ يا حال است از فاعل « يتعارفون » به تقدير عايد ( متعارفون قد خسر الّذين . . . ) ، يا متعلّق است به « يوم يحشرهم » يا ابتداء كلام است كه از ماقبلش منقطع است ، و تعبير به ماضى ( خسر كه ماضى است ) در حالى كه اصل در غير وجه اخير آوردن مستقبل است ، به جهت تحقّق وقوع آن است . ( چون در مضارع ( مستقبل امكان وجود است نه قطعيّت آن )