« نفصل الآيات » يا بر « كذلك نفصّل الآيات » و مقتضاى مقام اين است كه بگويد : « و ندعوا الى دارالسّلام » تا معطوف و معطوف عليه در فعليّت و مسند اليه با هم مطابقت كنند ، ولى از تكلّم و از فعليّت به اسميّت عدول نمود ، و لذا در وهلهء نخست بين دو عطف منافات ديده مىشود ، اين عدول بدان جهت است كه اشاره به علّت حكم بنمايد و اينكه الهيّت مقتضى اين معنى است ، و تقديم مسند اليه براى تأكيد حكم و شرافت آن است ، و نيز خواسته است تا از همان اوّل به علّت حكم اشاره كرده باشد و دارالسّلام خانهء خدا است ، چون سلام از اسماء خداى تعالى است .
يا مقصود دار سلامت از همهء آفات بدنى و نفسانى است ، و چون دعوت عمومى است به خلاف هدايت كه خاصّ است لذا دعوت را در اينجا مطلق و بدون قيد آورد و هدايت را مقيّد ساخت .
وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ
مقصود از دعوت ، دعوت ظاهرى است كه بر زبان انبياء جارى مىشود . لذا دعوت عامّ است ، در حالى كه منظور از هدايت ، هدايت و راهنمايى خاصّ به سوى ولىّ امر است ، و آن راه راست است ، لذا آن را پس از دعوت آورده است ، زيرا كه آن هدايت بعد از قبول نبوّت و بيعت عامّ نبوى محقّق مىشود ، و آن را به كسى كه خدا بخواهد مقيد ساخت چون دعوت باطنى و بيعت خاصّ مخصوص كسى است كه راهى به سوى خدا برگيرد .
لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنى
جواب سؤال مقدّر است ، گويا كه گفته شده : چه چيز است براى كسى كه به آيات بهرهمند شود