نفس تبديل قرآن را در خواست كردند .
أَوْ بَدِّلْهُ
يعنى اين قرآن را ترك كن و بجاى آن قرآنى بياور كه ما به آن راضى شويم . يا آن را تغيير بده بدين گونه كه آنچه را كه ما راضى نيستيم به چيزى تبديل كن كه ما خشنود شويم .
قُلْ ما يَكُونُ لِي
بگو : من مجاز نيستم و براى من صحيح نيست كه
أَنْ أُبَدِّلَهُ
آن را تغيير بدهم به اينكه اصل آن را ترك كنم ، يا آياتش را مبدّل سازم ، يا بر امتناع از تبديل اكتفا كنم تا دلالت بر اين بكند كه اصلا ترك آن سزاوارتر به امتناع و خوددارى است .
مِنْ تِلْقاءِ نَفْسِي
از القاى نفس بدون امر پروردگارم ، نمىتوانم كارى كنم .
إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا ما يُوحى إِلَيَّ
من جز از وحى پيروى نمىكنم ، يعنى براى من خودى و امر نفس و پيروى از امر نفس وجود ندارد ، زيرا شأن و پيروى من منحصر در امر پروردگارم مىباشد .
إِنِّي أَخافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ
من از عصيان و سركشى نسبت به پروردگارم مىترسم ، اين سخن جواب سؤال از علّت است و كنايه از آنهايى است كه گناه مىكنند و از خدا نمىترسند .
قُلْ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما تَلَوْتُهُ عَلَيْكُمْ وَ لا أَدْراكُمْ بِهِ
يعنى اگر خدا مىخواست شما را با زبان من از آن آگاه نمىكرد . در