تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
تلاوت يا عدم مشيّت است به نحو عموم مطلق .
فَقَدْ لَبِثْتُ
در آن صورت بايد در تلاوت به سر مىبردم ، لفظ « فاء » عاطفه است بر
« لَوْ شاءَ اللَّهُ ما تَلَوْتُهُ »
به ملاحظهء معنى و در عين حال اشعار به سببيّت براى اثبات دارد ، گويا كه گفته است : من آن را تلاوت كردم به مشيّت خدا نه به مشيّت خودم ، و اين ادّعاى من به دليل وجود من در بين شما و ظاهر نشدن چنين چيزى از من در اين مدّت بوده است ، گويا كه به وسيلهء اين سببيّت و با اين استدلال اشاره به دو قياس اقترانى از شكل اوّل و يك قياس استثنايى دارد كه از نتيجهء قياس دوّم گرفته شده كه نقيض تالى آن استثناء شده است و صورت قياس چنين است : اگر قرآن به سبب پيروى از وحى و مشيّت خدا نبود هرآينه ساخته و پرداختهء پيش خودم مىشد ، و هر چه كه از ساخته و پرداختهء خودم باشد بايد قبل از نزول قرآن نيز از من ظهور پيدا مىكرد و نتيجه مىدهد كه اگر به مشيّت خدا نباشد بايد قبل از قرآن مانند آن از من ظاهر مىشد و هرگاه قبل از قرآن چنين چيزى از من ظاهر مىشد ، شما مىديديد و مىشنيديد و لكن چيزى از من نديديد و من
فِيكُمْ عُمُراً مِنْ قَبْلِهِ
عمرى را قبل از قرآن به مدّت چهل سال در ميان شما سپرى كردم و در اين چهل سال امثال قرآن از من ظاهر نشد و شما چيزى از من نشنيديد .
أَ فَلا تَعْقِلُونَ
آيا با عقلهايتان درك نمىكنيد ، يا با عقولتان در مدركاتتان تصرّف نمىكنيد ، يا اينكه آيا عاقل نمىشويد ! ؟