هر نوع كه باشد در بين عرب و عجم بيشتر به پهلو تعبير مىكنند .
أَوْ قاعِداً أَوْ قائِماً
يا نشسته يا ايستاده يعنى در همهء احوال ، پس لفظ « أو ، يا » براى تفصيل حالات است .
فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُ ضُرَّهُ
مناسب بود كه چنين بگويد : « فاذا كشفنا » تا اينكه تعقيب آن به شرط مستقبل صحيح باشد ، و لكن عبارت را با شرط ماضى ادا كرد تا اشاره به اين باشد كه رسيدن ضرر و زيان و دعاى بعد از آن خاصيّت و طبيعت انسان است و اين حكم و خوى در ماضى و مستقبل جريان دارد ، گويا كه گفته است : آنگاه كه به انسان ضرر رسد ما را فرا مىخواند ، و به انسان زيان رسيد پس ما را فرا خواند ، وقتى زيان و ضرر را از او بر داشتيم از ما روى بر مىگرداند .
مَرَّ كَأَنْ لَمْ يَدْعُنا إِلى ضُرٍّ مَسَّهُ
كنايه از اعراض انسان و عنايت و توجّه نكردن او به كسى كه محتاج به او و متنعّم بهوسيله اوست ، اين عبارت در بين عرب و عجم در اين معنى مثل شده است ، و اين در وقتى است كه بعد از آن چيزى ذكر شود كه دلالت بر تشبيه حال محتاج به غير محتاج بكند .
كَذلِكَ
يعنى همانند آن اعمال كه براى كه كسانى كه زيان و ضرر را از آنها بر داشتيم زينت داده شده است ، تا جايى كه ديگر در فكر كسى كه او را براى دفع ضرر فرا خوانده بودند ، نيستند و به كلى از او غافل شدند .
زُيِّنَ لِلْمُسْرِفِينَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ
اعمال مسرفين نيز از قبيل پيروى شهوات و فرو رفتن در آن براى آنها زينت داده شد