ما لا يَضُرُّهُمْ وَ لا يَنْفَعُهُمْ وَ يَقُولُونَ هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّهِ قُلْ أَ تُنَبِّئُونَ اللَّهَ بِما لا يَعْلَمُ فِي السَّماواتِ وَ لا فِي الْأَرْضِ سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ ( 18 )
ترجمه :
و اگر خدا به عقوبت عمل زشت مردم و دعاى شرّى كه در حقّ خود مىكنند به مانند خيرات تعجيل مىفرمود ، مردم همه محكوم به مرگ و هلاك مىشدند . ليكن ما آنان را كه به لقاى ما اميدوار نيستند ، به همان حال كفر و طغيان مهلت مىدهيم ،
و هرگاه آدمى به رنج و زيانى در افتد همان لحظه به هر حالت كه باشد از نشسته و خفته و ايستاده فورا ما را به دعا مىخواند آنگاه كه رنج و زيانش بر طرف شود باز به حال غفلت و غرور چنان باز مىگردد كه گويى هيچ ما را براى دفع ضرر و رنج خود نخوانده است . همين كفران و غفلت است كه اعمال زشت تبهكاران را در نظرشان زيبا نموده است ،
و ما اقوام و مللى را پيش از شما به كيفر ظلمشان سخت به دست هلاك سپرديم و با آنكه پيامبرانى با آيات و معجزات بر آنها آمد باز هيچ ايمان نياوردند ما هم اينگونه مردم زشت و بدعمل را به كيفر مىرسانيم ،
سپس بعد از هلاك آنها شما را در زمين جانشين كرديم تا شما را بيازمائيم و بنگريم كه تا چه عمل خواهيد كرد ،
و هرگاه آيات روشن ما بر خلق تلاوت شود منكران معاد كه اميدوار به لقاى ما نيستند به رسول ما اعتراض كرده و گويند :
قرآنى غير از اين بياور يا همين را به قرآن ديگر مبدّل ساز . اى رسول ما در پاسخ آنها بگو : مرا نرسد كه از پيش خود قرآن را