بِإِيمانِهِمْ
اين هدايت به سبب اسلامشان يا به واسطه ايمان خاصّ آنهاست . يا اينكه آنها را در آخرت به سوى بهشت هدايت مىكند .
تَجْرِي
حال است « 1 » يا مستأنف است « 2 » تا جواب سؤال باشد .
مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهارُ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ
اين عبارت متعلّق به « تجرى » است يا ظرف مستقر است ، « 3 » حال متداخل يا مترادف است ، « 4 » يا مستأنف است تا جواب سؤال مقدر باشد به تقدير مبتداى محذوف . يعنى خداوند آنان را به سبب ايمانشان به بهشتهاى پرنعمت كه در آن نهرها جارى است هدايت مىكند .
دَعْواهُمْ فِيها سُبْحانَكَ اللَّهُمَّ
در آنجا دعايشان اين است : خدايا منزّهى تو ، پاكى تو ، اين عبارت مستأنف « 5 » يا حال از « جنّات النّعيم » « 6 » يا از مؤمنين
هامش
( 1 ) اگر حال باشد يعنى در حالى كه در زير درختهاى بهشت نهرها جارى است .
( 2 ) اگر مستأنف باشد . به معنى آن است كه در بهشت در زير پايشان نهرها جارى است .
( 3 ) اگر ظرف مستقرّ باشد يعنى كان من تحتهم الانهار به كه من تحتهم الانهار ؛ متعلّق به كان است .
( 4 ) اگر حال باشد يعنى حالت بهشت اينگونه است .
( 5 ) اگر حال از مؤمنين است كه مترادف معنى است ، يا با ضمير هم داخل در معنى دعواهم مىباشد يعنى حال مؤمنان بيان تسبيح خداست .
( 6 ) اگر مستأنف باشد اوّل عبارت است و كلّا يك جمله مجزّا مركب از مبتدا و خبر مىباشد .