تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
نرسيد ،
رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ
پيامبرانى با احكام واضح و روشن مثل احكام رسالت يا با معجزات .
فَما كانَ اللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ
با هلاك كردن به دليل افعالشان خدا به آنها ظلم نكرده چون به واسطه رسولان و بيّنات بر آنها اتمام حجّت نموده است ، وسط واقع شدن لفظ ( كان ) با لام جحد براى مبالغه در نفى ظلم از خداى تعالى است . و پيش از اين گذشت كه آن براى نفى مبالغه در ظلم است و آن اعم از مبالغه در نفى ظلم است ، و ليكن در عرف به عنوان مبالغه در نفى ظلم استعمال مىشود .
وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ
و لكن آنها خود در حقّ خويش ستم كردند ، زيرا آنها بعد از وضوح حجّت و تكذيب آن به علّت انصراف و روى گردانيدن از حقّ نفسهايشان را در معرض عقاب دائم قرار دادند . تقديم مفعول براى حصر است چون اين توهّم پيش مىآيد كه آنها با تكذيبشان به انبياء ظلم كردند ، آيه مىگويد كه ظلم منحصر به خودشان بود ، و تخلّل « 1 » ( كان ) براى اشاره به استمرار ظلم است به نحوى كه گويا اين ظلم و ستم جزء طبيعت آنها شده است .
وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ
در مقابل اين آيه قول خداى تعالى :
« الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ . . .
تا آخر آيه » قرار دارد ، و اسلوب را تغيير داد تا در شنونده نشاط ايجاد كند و
هامش
( 1 ) تخلّل : در ميان قوم شدن ، در آمدن ميان مردم ، در چيزى نفوذ كردن و رخنه پيدا كردن ( فرهنگ فارسى عميد ) .