تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
اشاره به اين نمايد كه در حقيقت بين كفّار و منافقين ولايتى نيست ، و آنچه كه بر حسب صورت ولايت ديده مىشود آن در حقيقت عداوت است
« الْأَخِلَّاءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ »
دوستان در اين روز برخى بر برخى دشمنند ) و نيز اشاره به اين باشد كه منافقين از جهت نفاقشان بعضى از بعضى ديگر نشأت مىگيرند به خلاف مؤمنين كه آنها از جهت ايمانشان همگى از صاحب ايمان ناشى مىشوند ، و آن نبىّ صلّى اللّه عليه و آله يا ولى عليه السّلام است اگر چه ازدياد ايمان بعضى ناشى از بعضى ديگر باشد .
يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ
اين جمله در مقابل
( يَأْمُرُونَ بِالْمُنْكَرِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ )
مىباشد .
وَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ
اين جمله در مقابل ( يقبضون ايديهم ) است ، و چون ( يد ) ( است ) اعم از دست صورى و معنوى است ، و قبض يد نيز اعم از قبض صورى و معنوى مىشود ، يعنى اعم از بستن دست از بخشيدن و دادن دست و پا و بستن دست از تضرّع و زارى و جذب خيرات اخروى و تفضّلات الهى است ، و از ضدّ اوّل تعبير به اعطاء مىشود و پرداختن زكات اعمّ است از اعطاى اموال و ابدان و قواى شهوى و غضبى و قواى محرّكه ، و از ضدّ اخير تعبير به نماز و مراتب آن مىشود . . . و لذا در مقابل قبض يد ( بسته بودن دست ) صلاة و زكات را با هم آورد تا اينكه بسط يد را با تفصيلش افاده كند تا اظهار ستايش مؤمنان باشد .
وَ يُطِيعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ
« يطيعون اللّه » در مقابل « نسوا