تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
بدان كه نفوس بشرى از آنجا كه سفلى است خير را در جهات دنيوى مىبيند و اينكه خيرى جز آن نيست ، و خير منحصر در چيزى است كه دو نيروى شهوت و غضب آن را اقتضا كند ، و آنچه را كه قوّهء شهوى اقتضاء كند يا محبوب نفس است بدون احساس غايتى براى آن يا محبوب نفس است به جهت غايتى ، و اوّلى مانند اولاد است ، زيرا كه نفوس فطرتا اولاد را دوست دارند بدون اينكه هدف و غايت آن محبّت را درك كنند ، و دوّمى مانند اموال كه هم خود محبوب نفس است و هم داراى غايت‌هاى متعدّدى است كه خود آن غايات نيز ذاتا محبوب هستند ، مانند خوردنى و نوشيدنى و پوشيدنى و نشيمنى و همبسترى و سوارى و دارايى و خدمتكار و مقام و آبرو و كشش دلها و آوازه و ستايش و جز آنها . گاهى زيادى مال خود ذاتا محبوب مىشود و آن در وقتى است كه حرص غالب شود و صاحبش را كور نمايد تا جايى كه در آنچه كه قوّه شهوى اقتضاء مىكند بخل مىورزد تا مال را حفظ كند چون آن را دوست دارد ، چنان كه گاهى مىشود كه اولاد براى غير ذاتش محبوب باشد ، يعنى محبت اولاد داراى غايت معيّنى مىشود . و آنچه كه قوّهء غضبيّه اقتضا مىكند عبارت است از گسترش حكومت در شهرها و تسلّط بر بندگان و ارادهء انتقام و آسانى آن و زير فرمان بردن مردم و اطاعت آنها ، و تنبيه كردن كسى كه از اطاعت خارج مىشود . و از اين‌ها كه ذكر شد همهء رذائل و صفت‌هاى پست متولّد مىشود و به ظهور مىرسد ، و به سبب آنها همهء خصلت‌ها و صفت‌هاى خوب پنهان مىشود ، و