در قول خدا « و ايده بجنود » نيز مستلزم اين است كه يا سكينه بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نازل نشده باشد كه لازم مىآيد ابو بكر افضل از پيامبر باشد ، يا اعتنا و اهميّت به ذكر نبىّ داده نشود تا مستلزم افضليّت ابى بكر شود ، يا بايد بگوئيم كه احتياج به ذكر نبىّ نبوده است كه اين هم درست نيست زيرا در مقام اظهار نعمت بر دوستان حاجت شديدى به ذكر اين نعمت بزرگ هست كه در مقام بشرى نعمتى بزرگتر از آن وجود ندارد ، چنان كه گذشت كه ذكر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به اين نعمت بعد از سال هشتم هجرت و كمال نبوّت بوده است .
و اگر صحّت رجوع ضمير به ابو بكر قبول شود آيه از متشابهات مىشود كه ديگر با اين آيه نمىشود بر وجود فضيلتى براى ابو بكر استدلال نمود ، تا بدينوسيله امامت او ثابت شود .
اين احتمال در صورتى است كه عطف بر « اخرجه » باشد ، ولى اگر عطف بر « قد نصره اللّه » باشد از قبيل عطف تفصيل بر اجمال مىشود و ديگر احتمال برگشت و ضمير به ابو بكر داده نمىشود .
وَ أَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها
و با سپاهيانى كه شما آنها را نمىبينيد تقويت نمود .
يعنى توانايى ديدن آن را نداريد اگر مقصود از جنود سكينه ( قلبيّه ) و محافظت ملائكه در غار غافل كردن كفّار از آن و تار تنيدن عنكبوت و وجود تخم كبوتر و روياندن درخت بر در غار باشد ( كه در تاريخ آمده است ) مقصود اين است كه رؤيتى از شما نسبت به آن سربازان الهى واقع نشده است يا مقصود جنود