براى مقام بشرى انسان ، نبىّ يا ولى يا پيرو آن دو شريفتر از اين مقام وجود ندارد ، چنان كه در مقام امتنان در اين سوره فرمود :
ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ
( سپس خداوند بر رسولش و بر مؤمنين سكينه و آرامش فرستاد ) كه در غزوه حنين كه در سال هشتم از هجرت واقع شد ، در حين كمال نبوّت و تبليغ رسالت ، اين آيه نازل گرديد .
وقتى اين مطلب را دانستى ، پس بدان كه عامه اين آيه را دال بر فضيلت ابى بكر قرار دادهاند چون ، ابو بكر اوّل كسى بوده كه هجرت كرده و به همراهى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نام برده شده است ، در حالى كه در آيه دلالتى بر فضيلت ابو بكر وجود ندارد اگر نگوئيم كه آيه دلالت بر ذمّ او مىكند زيرا كه همراهى و مصاحبت بشرى براى مشركين و كفّار و منافقين مرتدّين نيز بود و آن فضيلت حساب نمىشود ، بلكه فضيلت در همراهى و مصاحبت ملكوتى است كه آن ظهور ملكوت همسفر بر ملكوت همراه است ، و آيه دلالت بر عدم چنين مصاحبتى مىكند ، زيرا كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ابو بكر را با ( لا تحزن ) مورد خطاب قرار داد ، و صحابهء ملكوتى بايد مانع از حزن و بلكه باعث آرامش و وقار باشد . و نيز آيه دلالت مىكند بر اينكه حتّى پس از اين خطاب نيز آرامش براى ابو بكر حاصل نشد چون ضمير مجرور را مفرد آورد كه آن يا به نبىّ بر مىگردد يا به ابو بكر و در ابتداى امر چنين به نظر مىرسد كه ضمير به ابو بكر برمىگردد ، كه آن مناسب اضطراب و لرزش اوست ، ولى اين كار مستلزم تفكيك ضمير است .