استغراقى آمده است ، به قرينهء تأكيد به لفظ « كلّ » و جمع نيامده است به جهت قصد اختصار و اشعار به اينكه اديان باطل با كثرت و از هم گسستگى و اختلافى كه دارند در نهايت و غايت با هم متّحدند ، و آن عبارت از منتهى شدن به سجّين و ملكوت سفلىّ است .
وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ
اگر چه مشركين را خوش نيايد ، مشركين به خدا يا به رسالت و يا به ولايت .
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ كَثِيراً مِنَ الْأَحْبارِ وَ الرُّهْبانِ لَيَأْكُلُونَ أَمْوالَ النَّاسِ بِالْباطِلِ
لفظ ندا « يا » آورد با مؤكّدات جمله از قبيل « انّ » و « لام » و اسميّه بودن جمله براى بيان اين امر است كه شأن دانشمندان يهود و نصارى ( احبار و راهبان ) حفظ و نگهداشتن خود از اموال مردم است . به نحوى كه شايسته است اين كار از آنها انكار شود يا وقوع اين كار از آنها مورد ترديد قرار گيرد تا اينكه در ذمّ و رسوايى رساتر باشد ، يا براى تأكيد لازم حكم است كه مقصود از كلام مىباشد ، تا بيانگر ذمّ آنان و رسوا كردن آنها و نفرت داشتن مردم از آنها و از گفتارشان باشد .
وَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ
و مردم را از راه خدا يعنى از نبىّ صلّى اللّه عليه و آله يا از ولى عليه السّلام باز مىدارند مقصود كنايه از امّت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و كسانى است كه بعد از او به صورت احبار و رهبان خود را علما و فقها و صوفيّه و عرفا ناميدهاند در حالى كه آنان داراى فقهى نيستند جز چيزى كه به وسيلهء آن به اعراض و اغراض خودشان برسند ، در حالى كه آنان جز به دلق و حلق