تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
شرك به خدا محسوب مىشود .
وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا إِلهاً واحِداً
در حالى كه جز به عبادت خداى يكتا فرمان نيافته‌اند خداى واحدى كه در ذاتش مركّب نباشد ، و در وجود متعدّد نباشد ، پس طاعت رسولان اگر از آن جهت باشد كه آنها فرستادگان خدايند طاعت خدا محسوب مىشود ، اطاعت و فرمانبردارى از آنها اطاعت و فرمانبردارى از خداست و اين اطاعت و فرمانبردارى اطاعت و فرمانبردارى از آنها محسوب نمىشود .
لا إِلهَ إِلَّا هُوَ
صفت بعد از صفت ، يا حال ، يا مستأنف است ، و مقصود از آن حصر خدايان در خداى واحد يكتا است ، گويا كه گفته شده است : مأمور نشدند مگر اينكه عبادت كنند خداى واحد را كه همهء خدايان منحصر در اوست .
سُبْحانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ
خدا از شرك در طاعت و ولايت منزّه است ، مانند شريك قرار دادن احبار و راهبان ، يا در طاعت و ولايت و عبادت و الوهيّت همگى مانند شريك قرار دادن مسيح امّت و آن كنايه از امّت است كه در ولايت و طاعت كسى را كه خداوند او را نصب نكرده شريك قرار دادند و براى اشاره به همين كنايه است كه خداى تعالى فرمود :
يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ
مىخواهند نور خدا را با دهانها ( با گفتار ) جاهلانهء خود خاموش كنند . « يريدون » را با لفظ مضارع آورد در حالى كه مناسب حال يهود و نصارى اين بود كه بگويد : « أرادوا » مثل « اتّخذوا » با لفظ ماضى ، امّا جهت استمرار آن در حال و آينده فعل