استيناف بيايد ، يا عطف به اعتبار معنى است ، زيرا كه تعليق امر به جهاد بر موصول براى اشعار به علّت حكم است .
پس گويا كه گفته است : با كسانى كه ايمان به خدا نمىآورند بجنگيد ، از آن جهت كه ايمان نياوردند زيرا اين يهوديان گفتند :
عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ
عزيز پسر خداست .
گذاشتن اسم ظاهر به جاى ضمير جهت ارادهء تفصيل و تعيين گوينده و هر گفتارى است كه در اين مورد ( عزيز پسر خداست ) گفته شده باشد .
بدان كه قايلين به اينكه عزيز پسر خداست ، و مسيح پسر خداست ، و ما پسران خدائيم ، مقصودشان از اين كلمه چيزى نيست كه بر حسب ظاهر از آن كلمات فهميده مىشود از قبيل توليد مثل و تجسّم و اثبات زوج براى خدا ، بلكه مقصودشان از اين كلمه بيان نسبت روحانى است . و مىگويند : هر كس كه به خدا نزديك شد تا حدّى كه احكام و آداب را بدون واسطهء بشر ديگرى از او گرفت او بايد پسر خدا باشد ، و همچنين كسى كه به واسطهء اتّصال به نبىّ يا ولىّ منتسب به خدا باشد پس او پسر خداست ، مقصودشان بيان شدّت نزديكى به خدا ، يا بيان صحّت انتساب است ، و شكّى نيست كه اين معنى صحيح است ، و لكن در حقّ خداى تعالى ممنوع است . چون ( براى شنونده ) معنى ظاهرى آن توهّم مىشود مانند تجسيم و توليد ، چنان كه پيروان اين كلمه بر ظاهرش حمل كردهاند و به معنى ظاهرى آن قائل شدند ،