تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسالهء سير وسلوك ( تحفة الملوك ) ( فارسي ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
و در اين مرحله لازم است استادى حاذق ، چه در اين اسماء ، روحانيّت معانى و نورانيّت مسمّى پنهان ، و در مظهريّت روحانيّت ، اين دو ، مؤثّر تامّند و به واسطهء توجّه به آنها و استمرار آن ، روحانيّت و نورانيّت آن در ذاكر ظاهر ، و در احوال او مؤثّر مىگردند . و بسا باشد كه به جهت قصور مبتدى يا تقصير او در بعضى از مراحل سابقه ، مغرور همان گشته و آثار آن در او ظهور تامّ به هم رساند ، و از آثار سائر مظاهر غافل و به اين سبب به وادى هلاكت چون اباحت و تعطيل و يأس و جنون و فرعونيّت و اذاعه و امثال اينها افتد . [ 160 ]
هامش
[ 160 ] - مراد از اباحت ، اباحت در اكل و شرب است . و مراد از تعطيل نفى كليّهء احكام بالمرّة و عبارة اخراى عدم تكليف است . و مراد از اذاعه ، نشر و اشاعهء اسرار الهى در بين نامحرمان است . خطراتى را كه مصنّف ( ره ) ذكر نموده است از مهمترين خطرات سلوك است كه بدون اشراف و تربيت استاد كامل و عالم عامل راه رفته دست بردن به اين اذكار و مشابه آن ممنوع است . گويند علَّت انحراف حسين بن منصور حلاج در اذاعه و اشاعهء مطالب ممنوعه و اسرار الهيّه ، فقدان تعلَّم و شاگردى او در دست استاد ماهر و كامل و راهبر راهرو و به مقصد رسيده بوده است . او از نزد خود به راه و سلوك افتاد ، و بدين مخاطر مواجه شد . و لذا بزرگان از ارباب سلوك و عرفان او را قبول ننموده و ردّ كرده‌اند ، و در مكتب معرفت داراى وزنى به شمار نياورده‌اند ، و مانند شيخ احمد احسائى كه از نزد خود خواست به مقام حكمت و عرفان برسد ، و با صرف مطالعهء كتب فلسفيّه خود را صاحب نظر دانست ، و اشتباهات فراوانى مانند التزام به تعطيل و انعزال ذات مقدس الهى از اسماء و صفات ، و مانند التزام به اصالة الوجود و الماهيّة معا به بار آورد ، كه موقعيّت او را در نزد ارباب علم و نقّادان بصير و خبير شكست ، و تأليفات او را در بوتهء نسيان و عدم اعتناء قرار داد . در مكتب تربيتى آية الحق مرحوم آخوند ملا حسين قلى همدانى رضوان الله عليه هيچيك از اين خطرات در هيچ يك از شاگردان او ديده نشده است ، با اينكه هر يك از آنها در آسمان فضيلت و كمال چنان درخشيدند كه تا زمانهائى را بعد از خود روشن نموده ، و در شعاع وسيعى اطراف محور و مركز وجود مثالى و نفسى خود را نور و گرمى بخشيده و مىبخشند . معارف الهيّه و سلوك علمى و عملى آياتى از شاگردان او را مانند سيد احمد كربلائى طهرانى و حاج شيخ محمّد بهارى و حاج ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى و سيد محمد سعيد حبّوبى كجا تاريخ مىتواند به دست محو و نابودى سپرده و در محلّ انزوا بايگانى كند از اينجاست كه مرحوم حاج ميرزا على آقا قاضى رضوان الله عليه مىفرموده است : اهمّ از آنچه در اين راه لازم است ، استاد خبير و بصير و از هو بيرون آمده و به معرفت الهيّه رسيده و انسان كامل است ، كه علاوه بر سير إلى الله سه سفر ديگر را طىّ نموده و گردش و تماشاى او در عالم خلق بالحقّ بوده باشد . مرحوم قاضى مىفرموده است : چنانچه كسى كه طالب راه و سلوك طريق خدا باشد براى پيدا كردن استاد اين راه اگر نصف عمر خود را در جستجو و تفحّص بگذارند تا پيدا نمايد ارزش دارد . و مىفرموده است : كسى كه به استاد رسيد نصف راه را طى كرده است . رحمة الله عليهم أجمعين رحمة واسعة . اللَّهمّ أعل درجتهم و اجعلهم مع محمّد و آله الطَّاهرين .