تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسالهء سير وسلوك ( تحفة الملوك ) ( فارسي ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
و بسى مظاهر را قوّهء تحمّل ندارد . پس نورانيّت آن يا ظهور نمىكند يا او را مجنون مىسازد يا مبتلا به امراض صعبه مىگرداند ، چون ذكر كبير و اكبر و اعظم . [ 162 ] پس چون طالب عزم ذكر كرد ، بعد از طىّ مراحلى كه بر آن سبقت دارد و مظهر ذكر خود را ارشاد يافت ، و بايد البتّه از اذكار صغيره باشد و در مراتب ذكر صغير بايد به ترتيب صعود نمايد . [ 163 ] و بيان آن اينست كه ذكر اقسامى دارد : خيالى و نفسى و سرّى و ذاتى . و خيالى منقسم مىگردد به قالبى و خفىّ . و از اينها هر يك به اثباتى و ثبتى . [ 164 ]
هامش
[ 162 ] - مراد از ذكر كبير لا إله إلا الله است . و از ذكر اكبر الله و از ذكر اعظم لا إله الا هو است چنان كه خواهد آمد . [ 163 ] - يعنى پس از آنكه مقدمات ذكر را طى نمود و محلّ بروز و اوّلين مرتبهء ظهور ذكر خود را پيدا نمود . و مراد از اذكار صغيره ، ذكر الحىّ و يا نور و يا قدّوس و محيط و عليم و امثالهاست در مقابل ذكر « كبير » و « اكبر » و « اعظم » كه خواهد آمد . [ 164 ] - به نحوى كه از تضاعيف كلمات بعدى از اين رساله دستگير مىشود مراد از ذكر اثباتى آنست كه ذاكر در مقام دعوى و اثبات مضمون ذكر باشد . و مراد از ذكر ثبتى آنست كه مقصود ثبوت خود معنى باشد در خارج و حقيقت و از اين جهت اثبات بر ثبت مقدم است كه اقرب است به اوّل حال سالك و متضمّن كثرت و از وحدت أبعد و دور تر است . و مراد از ذكر جمعى آنست كه توجّه ذاكر در حين ذكر به قلب بوده باشد . و مراد از ذكر بسطى آنكه توجّه ذاكر به خارج بوده ، ذكر را منبسط نمايد بر خارج قلب ، چنان كه از عبارات بعدى رساله و در اوّل شرايط خمسه كه خواهد آمد به دست مىآيد . و الله العالم . ( اين حاشيه در هامش رسالهء به خطَّ علامهء طباطبائى مد ظلَّه بود و چون اين حقير از ايشان سؤال نمودم كه اين حاشيه انشاء شما است ؟ فرمودند : بلى و آن را از « طرائق » استفاده نموده‌ام ) .
رسالهء سير وسلوك ( تحفة الملوك ) ( فارسي ) — صفحة 187 | السيد محمد مهدي بحر العلوم / السيد محمد حسين طهرانى