و چون به مواظبت بدين طريقه قوّتى از براى ذكر و غلبهء بر خاطر حاصل شد ، مأذون است كه در دفع تتمّهء خواطر به مبادى ذكر توسّل جويد ، به استحضار خيال استاد خاصّ يا صور خياليّهء كتبيّهء قالبيّهء أسماء الله مناسب سه حال بىتوجّه به معنى آن . [ 155 ] و بعد از في الجمله ترقّى ، او را توجّه به نورانيّت استاد خاصّ و ذكر نفسى خيالى جائز است تا بالمرّه خاطر مندفع گردد . [ 156 ] و اگر احيانا بر سبيل اختلاس چيزى در حوالى قلب گذر كند چون داخل مراتب ذكر و فكر شود إن شاء الله مندفع مىگردد .
و خطر اين مرحله افتادن به ورطهء عبادت اصنام و كواكب و اجسام است . چه توجّه به شىء ، مورث انس و حبّ به آن است . و چنانچه متوجّه ، قدم از اينجا بيرون نهاد به پرستش آنچه به آن متوجّه بود مبتلا گردد .
هامش
[ 155 ] - مراد آنست كه در خيال خود صورى را از اسماء الله مناسب حال خود به طور كتابت تصوّر كند و توجه به آنها نمايد فقط ، بدون ملاحظهء معانى آنها ، و اينست مراد از لفظ قالبيّه كه مصنّف ( ره ) آورده است . و مراد از سه حال همان حالى است كه براى سالك در اثر « استغفار » و ذكر « يا فعّال » و ذكر » يا باسط « پيدا مىشود .
[ 156 ] - منظور از ذكر خيالى نفسى ، آنست كه ذكر را با زبان بگويد و توجّه به معناى آن نيز داشته باشد .