تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 497

مساهمون:

ص٤٩٧

ترجمه :

( 7 / 192 - 188 ) اى رسول ما به مردم بگو كه من مالك سود و زيان خويش نيستم مگر آنچه خدا بر من خواسته است اگر من از غيب جز آنچه به وحى مىدانم آگاه بودم بر خير خود هميشه مىافزودم و هيچ‌گاه زيان و رنج نمىديدم من نيستم مگر رسولى ترساننده و بشارت‌دهنده براى گروهى كه از اهل ايمانند ، اوست خدايى كه همهء شما را از يك تن آفريد و از او نيز جفتش را پديد آورد ، تا به او انس و آرام گيرد پس چون با او خلوت كرد بارى سبك برداشت پس آن بار چندى در رحم زيست ، تا سنگين شد كه آنگاه هر دو ( پدر و مادر ) خدا را خواندند كه اى پروردگار ما اگر بر ما فرزندى صالح عطا كردى بر اين نعمت البتّه از سپاسگزاران تو خواهيم بود ، امّا چون به آن پدر و مادر ، فرزندى صالح عطا شد ( عمل خودشان را در اين موهبت الهى مؤثر دانستند ) و براى خدا در اين نعمت كه به آنان بخشيده بود شريكانى قائل شدند ، در صورتى كه خداى تعالى برتر است از آنچه مشركان گويند ، آيا آن چيز را كه هيچ موجودى را خلق نتواند كرد و خود مخلوق خداست شريك خدا مىنمايند . در صورتى كه آنها نه هرگز به مشركان و نه به خود ، يارى توانند كرد .

تفسير

قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعاً وَ لا ضَرًّا
بگو من مالك نفع و ضرر خويش نيستم ، بنابراين من اطّلاعى از غيب ندارم ، و اين كلام ، بيزارى جستن از انانيّت و اقرار به عجز و عبوديّت است