تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 481

مساهمون:

ص٤٨١
الْخاسِرُونَ
چون از نسبت دادن آنان به فرو ماندن در زمين و پيروى هوا و تكذيب كردن اين توهّم پيش آمد كه افعال منسوب به آنهاست . لذا نسبت فعل به فاعل را توجّه داد و اختلاف دو فقره عبارت شبيه همديگر به مفرد و جمع ( من ) و ( هو ) مفرد و ( اولئك ) و تكرار مبتدا براى اين است كه مقام ، مقام تهديد است و مناسب مقام تهديد اكتفا كردن در جانب وعده و رحمت به كمترين چيزى است ، كه مىشود به آن اكتفا كرد و اين كه بلافاصله گمراهان را مورد تهديد قرار داده و با شدّت و غلظت كلام را ادامه داده است ، براى اشاره به اتّحاد هدايت يافته‌ها و اختلاف گمراهان است .
وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ
و محقّقا از جنّ و انس بسيارى را براى جهنّم واگذاريم ، براى رفع توهّم جبر و رفع توهّم اينكه براى بنده هيچ مدخليّتى در آن نيست ، چنان كه لفظ ( ذرأنا ) دلالت بر آن دارد ، فرمود : در اين مسئله اجبار از ناحيه ما نيست ، بلكه :
لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها
دلهايى دارند كه انديشمند نيست لذا چون استعداد و استحقاق نداشتند ما آنها را داخل جهنّم كرديم . و چون تفقّه عبارت از علم دينى است كه به سبب آن ، به علم ديگر مىتوان رسيد چنان كه گذشت ، و علوم آنان اگر چه زياد است ولى دقيق كه موجب ترقّى آنها در طريق قلب و آخرت باشد نيست ، و لذا فقه و فهم را از دلهايشان نفى نمود .
وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها
يعنى چشم آنها در عين