مقصود از ( سيّئه ) مقابل حسنه است .
يَطَّيَّرُوا بِمُوسى وَ مَنْ مَعَهُ
مردم آنجا هرگاه اراده امر مهمّى را مىكردند به آسمان نگاه مىكردند هرگاه پرندهاى به استقبال آنها مىآمد به آن فال مىزدند اگر آن پرنده به طرف راست يا به چپ پرواز مىآورد تفأّل خوب يا بد مىزدند .
و بعضى نيز گفتهاند : آنها به تندبادى كه از طرف شمال مىآمد فال بد مىزدند ، و بادى كه از طرف راست مىآمد تبرّك مىكردند و اسم آن ( الطّيره ) و ( الطّائر ) است .
سپس لفظ تطيّر و مشتقّات آن در فال بد زدن غلبه پيدا كرد مانند لفظ تفأل كه تيمّن و تبرّك و فال خوب زدن استعمال شد ، سپس تطيّر استعمال شد در هر چيزى كه به آن فال بد زده مىشود ، از آن پس رؤساى آنان موارد فال زدن و شگون و بدشگونى را پيش آوردند و آنها را علامت خير و شرّ ذكر كردند .
افراد جاهل نيز آن خرافات را پذيرفته آن دو را از اسباب خير و شرّ شمردند ، و لذا در ردّ آنها فرمود :
أَلا إِنَّما طائِرُهُمْ عِنْدَ اللَّهِ
يعنى سبب خير و شرّشان نزد خداست .
وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ
يعنى اكثر آنها نمىدانند كه سبب خير و شرّ نزد خداست و اين كه فاعل خداى تعالى است ، و براى خلق جز قبول ، چيزى نيست ، و آنچه را از فال خوب و بد كه سبب خير و شرّ مىشمارند جز علامت ، چيزى نيست اگر در واقع علامت باشد .