چشم خلق بسته شد كه مردم سخت هراسان شدند و سحرى بس عظيم و هولانگيز برانگيختند .
و به موسى وحى كرديم كه عصاى خود را بيفكن . چون عصا را انداخت هر چه ساحران بافته بودند همه را بلعيد .
پس حق ثابت شد و اعمال ساحران همه باطل گرديد ،
عاقبت ساحران با وجود آن سحر بزرگ از آنجا مغلوب و خوار بازگشتند ،
و در برابر قدرت خدا به سجده افتادند
و گفتند به خداى عالميان ايمان آورديم ،
خداى موسى و هارون .
تفسير
وَ جاءَ السَّحَرَةُ فِرْعَوْنَ
جادوگران در حضور فرعون گرد آمدند .
قالُوا إِنَّ لَنا لَأَجْراً إِنْ كُنَّا نَحْنُ الْغالِبِينَ
و گفتند : اگر غلبه يابيم ما را پاداشى هست ؟
إِنَّ
يا
إِنَّ
با يك همزه خوانده شده بنابراين كه به معنى معاهده و پيمان باشد .
قالَ نَعَمْ وَ إِنَّكُمْ لَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ قالُوا يا مُوسى إِمَّا أَنْ تُلْقِيَ
فرعون جواب داد : بلى و از مقرّبان خواهيد بود . ساحران به موسى گفتند : نخست تو ابتدا مىكنى ؟
وَ إِمَّا أَنْ نَكُونَ نَحْنُ الْمُلْقِينَ
يا اين كه ما شروع كنيم ؟
موسى را مخيّر گذاشتند تا اظهار ادب كنند ، يا از باب اين كه خود را غالب و زرنگ مىدانستند و اعتنا به چيزى كه در مقابل سحر آنها باشد نداشتند .