تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
گفتند :
إِنَّهُمْ أُناسٌ يَتَطَهَّرُونَ
آنها مردمانى هستند كه از كارهايى مانند كارهاى ما پاكيزه‌اند ( و به پاكدامنى تظاهر مىكنند ) .
فَأَنْجَيْناهُ وَ أَهْلَهُ إِلَّا امْرَأَتَهُ كانَتْ مِنَ الْغابِرِينَ
پس از اتمام حجّت بر آنها ، او و خاندانش را به جز زنش ، نجات داديم زيرا زن او كفر خود و دنباله روى از اهل آن قريه را پنهان مىداشت .
وَ أَمْطَرْنا عَلَيْهِمْ مَطَراً
باران عجيبى براى آنها فرستاديم و آن بارش سنگ بود .
فَانْظُرْ
پس بنگر اى محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلم يا اى كسى كه مىتوانى بنگرى !
كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُجْرِمِينَ
كه سر انجام مجرمين چيست . در خبر است كه لوط در بين قومش سى سال درنگ كرد و در آنجا ماند ، لوط از آن قوم نبود بلكه بر آنها وارد بود . مردم را به خدا دعوت مىكرد و آنها را از كارهاى زشت نهى مىنمود و بر طاعت خدا تشويق و ترغيب مىكرد ، ولى آنها نپذيرفتند و از او اطاعت ننمودند . آنان چنين بودند كه از جنابت طهارت حاصل نمىكردند و مردمانى بخيل و حريص بر طعام بودند ، پس بخل آنها در فروج آنها بيماريى به وجود آورد كه درمانى براى آن نبود ، و داستان آن چنين بود كه : آنها بر سر راه كاروانى قرار گرفته بودند كه به شام و مصر مىرفت و لذا مهمان بر آنها وارد مىشد ،