تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
با اين آيه ندارد ؟ زيرا كه زلزله موجب صيحه ( غرّش ) بوده است .
فَأَصْبَحُوا فِي دارِهِمْ جاثِمِينَ
يعنى در خانه‌هايشان به زمين چسبيدند ، ( جثوم ) يعنى ملازم شدن و چسبيدن به مكان .
فَتَوَلَّى عَنْهُمْ
پس از آنكه صالح آنها را ديد كه بىهوش افتاده‌اند از آنها روى گردانيد . آوردن مضارع در قول خدا :
وَ لكِنْ لا تُحِبُّونَ النَّاصِحِينَ
براى اين است كه گذشته را به صورت حال تصوير نمايد تا آن را احضار كند ، و اشاره به اين است كه اين دوست نداشتن ناصحين عادت آنهاست كه گويى از آنها جدا نمىشود حتّى پس از مرگ . يا معنى آيه اين است كه پس از اتمام حجّت بر آنها روى گردانيد ، و آوردن فعل ( تولّى ) با ( فاء ) پس از ذكر هلاك كردن آنها براى اين است كه آن موارد كه به تفصيل بيان شد ، سبب نابودى است اين گونه سخن از قبيل عطف تفصيل بر اجمال است .
وَ قالَ
از باب حسرت يا بيزارى گفت :
يا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسالَةَ رَبِّي وَ نَصَحْتُ لَكُمْ وَ لكِنْ لا تُحِبُّونَ النَّاصِحِينَ
داستان صالح و ناقه‌اش و چگونگى خروج ناقه به پيشنهاد آنان از كوه ، و ترك كردن صالح قومش را و پى كردن ناقه و هلاك كردن آن قوم ، در كتابها مفصلا ذكر شده است .
وَ لُوطاً
عطف بر ( نوحا ) است ، و لوط عليه السّلام پسر خالهء ابراهيم عليه السّلام بود و ساره همسر ابراهيم خواهر لوط بود ، و