مشرك نيست ( زيرا او را مىبيند نه خود خدا ) ؛ وقتى اين را دانستى پس معنى چنين مىشود :
شايسته نيست كه شما با رسول در تصحيح اسمائى كه حكمى براى آنها نيست و مسمّيات كه مستقل نيستند بلكه متعلّقات محض و رابطههاى محض هستند مجادله كنيد ؛ زيرا شما و پدرانتان آنها را مسمّيات قرار دادهايد ، چون شما در روستاهاى نفسهايتان توقّف كردهايد در حالى كه خداوند براى آن گفتههاى شما حجّت و دليلى نفرستاده است .
ما نَزَّلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ
همراه آن يا در آن يا به سبب آن سلطنت يا حجّت و برهان نفرستاده است تا به اين حجّت آن اسماء مسمّى تلقّى گردند و سرزنش از شما برداشته شود و با توجّه به حجّت و دليل شرك شما به وجهى به توحيد مبدّل شود .
فَانْتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِينَ
يعنى منتظر امر خدا در حقّ خودتان باشيد و من هم با شما به انتظار مىمانم .
فَأَنْجَيْناهُ وَ الَّذِينَ مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِنَّا
او و كسانى را كه ايمان آوردند با رحمت خود نجات داديم مقيّد كردن رحمت به خدا ( منّا ) براى آگاهاندن مردم است به اينكه نظر به عمل خويش و اتّكاى بدان بر هيچ كس جائز نيست ؛ زيرا كه عمل جز آماده كردن قابل براى قبول ( رحمت ) فايدهء ديگرى ندارد و فعل فاعل مسبّب از اين رحمت نيست چنان كه بارها اين مطلب را گذرانديم .
وَ قَطَعْنا دابِرَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا
و آنان كه تكذيب