بزرگترين نعمتهاى خدا بر خلقش همان ولايت ماست . يعنى باشد كه با ولايت رستگار شويد .
قالُوا أَ جِئْتَنا لِنَعْبُدَ اللَّهَ وَحْدَهُ وَ نَذَرَ ما كانَ يَعْبُدُ آباؤُنا فَأْتِنا بِما تَعِدُنا إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ
براى غايت سفاهتشان مقلّدات پدرانشان را ، علوم قطعى قرار دادند .
لذا با آنچه كه ذكر شد ، مبارزه طلبى نمودند .
قالَ قَدْ وَقَعَ عَلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ رِجْسٌ
يعنى از جانب پروردگارتان عذابى بر شما واقع شده ، لفظ ( قد ) و فعل ماضى آورد تا اشاره به حتمى بودن تحقّق آن باشد ، يا اشاره به اين باشد كه آنچه كه آنها داراى آن مىباشند از سفاهت و گمراهى و مجادله با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم عذابى دردناك است امّا از آنجا كه قواى مدركهء خود را تخدير كردهاند درد آن را حس نمىكنند .
وَ غَضَبٌ
غضب را تأخير انداخت با اينكه آن به تقديم سزاوارتر است چون ذاتا و شرعا مقدّم است ، زيرا غضب ظاهر نمىشود . مگر با عذاب كه مسبّب از غضب است ، پس عذاب از جهت ظهورش جلوتر از غضب است .
أَ تُجادِلُونَنِي فِي أَسْماءٍ سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ
بدان كه لفظ اسم ، چيزى است كه بر چيز ديگر ( مسمّى ) دلالت كند به نحوى كه خود آن لفظ در حين دلالت بر مسمّى منظور و مقصود نباشد ، و در مورد آن لفظ ( اسم است ، مفرد است . . . فاعل است يا مفعول و . . . ) حكمى نكنيم .
اعمّ از اينكه آن دالّ لفظ باشد يا نقش ، يا مفهوم ذهنى ، يا