تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
وَ لكِنِّي رَسُولٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ أُبَلِّغُكُمْ رِسالاتِ رَبِّي وَ أَنْصَحُ لَكُمْ
و ليكن فرستاده‌اى از پروردگار جهانيانم كه رسالتهاى پروردگارم را به شما ابلاغ كنم و پندتان دهم . ازاين‌رو لفظ لكم با ( ل ) آورد تا اشاره به خالص بودن نصيحت از شائبهء فريب باشد .
وَ أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ
از صفات و تدبير خدا ، يا به سبب افاضهء خداست كه مىدانم آنچه را كه شما نمىدانيد ، اوّل رسالتش را تبليغ كرد و آن را با انذار دنبال كرد ، و آنگاه كه او را تكذيب كردند و اعتقاد ضدّ رسالت را كه ضلالت و گمراهى است اظهار كردند ، معتقدات آنها را نفى كرد و ادّعاى خودش را با آنچه كه لازمهء آن است ثابت نمود و آن تبليغ است ، سپس به دنبال آن چيزى را آورد كه سزاوار ردّ نيست و آن نصيحت كردن آنها و علم داشتن پيامبر به چيزى كه آنها علم آن را ندارند ، و اين به جهت مدارا كردن با آنها و اظهار رأفت و مهربانى با آنان است .
أَ وَ عَجِبْتُمْ
يعنى آيا تكذيب كرديد و تعجّب نموديد ؟ يعنى سزاوار نبود از شما كه تعجّب بكنيد .
أَنْ جاءَكُمْ ذِكْرٌ مِنْ رَبِّكُمْ
چيزى كه شما را به ياد آخرت مىاندازد .
عَلى رَجُلٍ مِنْكُمْ
چون از لفظ رسالت جدايى و عناد نسبت به گمراهان مفهوم مىشد موضوع را به نصيحت كردن ( انصح لكم ) كه لازمهء رسالت است تبديل كرد كه صلاح آنان در
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 331 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى