« عرف فرس » ( يال اسب ) و اعراف الحجاب ( بلندىهاى پرده ) از همين واژه است .
رِجالٌ
يعنى مردان مخصوصى هستند ، كه بقاى بعد از فنا را درك كرده و به مقام جمع رسيدهاند و از حضور به سوى خلق برگشتهاند تا آن را تكميل نمايند ، و آنان انبيا و اوليا هستند كه پس از برگشتن به سوى خلق با ملكوتشان برزخ مىايستند ، ولى بر جهاتى مىايستند كه در آنها رحمت است و آن بلنديهاى برزخ است ، تا بتوانند احاطه و اتّصال به ملك هر دو ملكوت را داشته باشند .
زيرا كه آنان با شأن جبروتى خود بالاتر و بزرگتر از آن هستند كه مراقب كثرت باشند ، زيرا كه عالى ذاتا التفاتى به دانى ندارد ، و با شأن ملكى سعه و احاطهاى ندارند تا براى آنها مراقبت دادن حقّ هر صاحب حقّى ممكن و آسان باشد ، بلكه اين كار با شأن ملكوتى آنها كه به سبب آن از ملكوت عليا به بلنديهاى برزخ تنزّل مىكنند و صورت مىگيرد و در نتيجه مراقب اهل ملك و ملكوت عليا و سفلى مىشوند و حقّ هر كسى را به او مىدهند .
و چون نبوّتها و ولايتهاى جزئى سايههايى از ولايت كلّى است و متحقّق به ولايت كلّى ، على عليه السّلام و اولاد طاهرين او مىباشد ، لذا تفسير رجال به آنها و حصر رجال در آنها صحيح مىشود ، و چون برزخ مرتبهاى از مراتب و شأنى از شئون آنهاست على عليه السّلام فرمود : ما اعراف هستيم .