به گناهان و لهو و بيهودگىهايشان مباهات و افتخار كنند .
امّا مقصود ابليس از اين كار اين است كه دشمنى با بندگان خدا را به تصوير بكشد ، دشمنى با هر وسيلهاى كه وقوع آن بين دو دشمن متصوّر است ، مثل غافلگير كردن از هر جهت .
لذا ( من فوقهم و من تحتهم ) يعنى از بالا و پايين بندگان را ذكر نكرد ، چون در مورد دشمن صورى هم آمدن از اين دو جهت متصوّر نيست .
و از سوى ديگر جهت بالا جهت رحمت الهى است و نزول شيطان از آن جهت متصوّر نيست ، و جهت پايين جهت مواد است از قبيل عنصريّت و جماديّت و نباتيّت و حيوانيّت .
يعنى مقام حيوان است ، كه از حدّ انسان خارج است ، نه خواستهاى حيوانى كه پايينتر از مقام انسانيّت و در عين حال متّحد با آن است و انسان طبيعتا خودش از مرتبهء مادون خود كه حيوانيّت مىباشد ، به شدّت متنفّر است .
و با وحشت تمام از آن مىترسد ، كه از آن جهت اغوا و فريب او ممكن نيست و آوردن حرف ابتداى ( من ) در دو مورد اوّل و حرف مجاوزت ( تجاوز كردن و ايجاد معنى مخالف ) ( عن ) در دو مورد اخير براى به تصوير كشاندن آن دشمنى ، به صورت دشمن صورى است .
زيرا دشمن كه از جلو مىآيد از جهت جلو توجّه به دشمن دارد و از آنجا به سوى ديگر تجاوز نمىكند .
و همچنين دشمن كه از عقب بيايد از همان پشت سر
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 249
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٢٤٩